
پرستار بیهوشی
CRNA) Certified Registered Nurse Anesthetist) یا پرستار بیهوشی یک تخصص پرستاری بالینی و پیشرفته است که به عنوان اولین تخصص بالینی پرستاری تثبیت یافته و در پاسخ به نیاز روزافزون جراحان به سرعت توسعه یافته است.
تاریخچه پرستاری بیهوشی
از لحاظ تاریخی چنین به نظر می رسد که کاترین لورنس اولین پرستار بیهوشی در اواخر دهه 1800 بوده و اولین مدرسه پرستاری بیهوشی با یک دوره آموزشی 6 ماهه در سال 1909 در بیمارستان وینست آغاز به کار نموده و همراه با سایر مدارس فعالیت خود را توسعه داده است. سرانجام در 17 ژوئن 1931 انجمن پرستاری بیهوشی امریکا با هدف ترویج آموزش و تدوین استانداردهای عملکرد پرستاران بیهوشی گشایش یافته و در سال 1952 مکانیسمی برای اعتبار بخشی برنامههای آموزشی پرستاران بیهوشی تدوین نموده است.
حوزه فعالیت پرستار بیهوشی
هر ساله 26 میلیون بیهوشی در ایالت متحده ارائه میشود، و 65 درصد از این تعداد توسط 30 هزار پرستار بیهوشی انجام میشود که مراقبتی با کیفیت و مقرون به صرفه را عرضه میکنند.
محل فعالیت این پرستاران هر جایی است که بیهوشی وجود دارد مانند بخشهای اورژانس، زنان و زایمان، بخشهای تشخیصی بیمارستانها و کلینیکها، اتاق عمل بیمارستانها، مراکز جراحی سرپایی، کلینیکهای درد، واحد ام.آر.آی ، کتتریزاسیون قلبی و لیتوتریپسی، مطب پزشکان و سایر مراکزی که نیازمند مشاوره در زمینه مراقبت تنفسی هستند.
زیر شاخههای تخصصی پرستاری بیهوشی
پرستاری بیهوشی آینده حرفهای روشنی پیش رو دارد و امروزه خود دارای زیر شاخههای متعددی میباشد که عبارتند از بیهوشی در اطفال، مامایی، قلب و عروق، جراحی پلاستیک، اعصاب، دندان و ....
برنامه آموزشی پرستار بیهوشی
از آنجا که زندگی بیمار در حین بیهوشی و در طی جراحی در دستان این حرفه است، آموزش آنها از اهمیت به سزایی برخوردار است. دوره آموزشی این حرفه تخصصی دوره کارشناسی ارشد میباشد.
در حال حاضر بیش از 80 برنامه آموزشی در ایالت متحده برای پرستاری بیهوشی وجود دارد که همگی توسط دانشگاهها اجرا و یا هدایت میشود و تقریبا نیمی از آنها توسط مدارس پرستاری و بقیه در مدارس علوم بهداشتی ارائه میگردد. اغلب این برنامهها تقریبا بین 45-75 واحد درسی د(ر یک دوره 24-36 ماهه) است که به صورت تئوری و عملی ارائه میشود. مباحث آن عبارتند از : آناتومی، فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی پیشرفته (حداقل135 ساعت)، داروشناسی پیشرفته (حداقل 90 ساعت)، شیمی و فیزیک مرتبط با بیهوشی (حداقل 45 ساعت)، دوره بیهوشی شامل مباحث القاء و نگهداری بیهوشی، ریکاوری، داروشناسی بیهوشی، مدیریت راه هوایی، بیهوشی در موارد خاص مانند سالمندان و اطفال و ... .
برخی از برنامهها علاوه بر موارد فوق شامل مباحثی مانند آمار و روش تحقیق نیز میباشد. انجمن پرستاران بیهوشی امریکا به منظور ارتقاء این حرفه دوره دکترای آن را نیز تدوین نموده است.
نقش حرفهای پرستار بیهوشی
عملکرد بالینی این افراد در 4 طبقه قابل بحث و بررسی است که عبارتند از :
1-ارزیابی و آمادگی قبل از بیهوشی
2-القاء بیهوشی و حفظ آن
3-مراقبت بعد از بیهوشی
4-فعالیتهای حمایتی بالینی
در میان فعالیتهای گسترده آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
1-انجام و ثبت ارزیابی بیمار قبل از بیهوشی شامل درخواست مشاوره و تستها و مطالعات تشخیصی؛ انتخاب، تهیه و تجویز داروها و مایعات قبل از بیهوشی؛ کسب رضایت آگاهانه برای بیهوشی
2-تهیه طرح و برنامه بیهوشی
3-انتخاب و شروع تکنیک بیهوشی (بیهوشی عمومی، موضعی و ...)
4-انتخاب، تهیه و تجویز داروی بیهوشی و داروهای جانبی و نیز مایعات لازم به منظور حفظ همئوستاز فیزیولوژیک بیمار و تصحیح پاسخهای غیرطبیعی به بیهوشی و جراحی
5-انتخاب و کاربرد وسایل مانیتورینگ تهاجمی و غیرتهاجمی برای جمع آوری و تفسیر اطلاعات فیزیولوژیک بیمار
6-کنترل راه هوایی بیمار و وضعیت ریوی او با استفاده از اینتوبیشن داخل تراشه، تهویه مکانیکی، حمایت دارویی، درمانهای تنفسی و یا اکستوبیشن
7-مدیریت موارد اورژانس و بهبودی از بیهوشی به کمک انتخاب، تهیه و تجویز داروها، مایعات یا ونتیلاتور و ... به منظور تسکین درد و عوارض بیهوشی و پیشگیری یا کنترل عوارض
8-ترخیص بیمار از واحد مراقبتی بعد از بیهوشی و ارزیابی و مراقبات مرتبط با عوارض بیهوشی
9-تجویز، شروع و یا تصحیح نحوه تسکین درد با استفاده از داروها، روشهای بیهوشی موضعی و ....
10-پاسخ به موقعیتهای اورژانس به کمک ایجاد راه هوایی، تجویز مایعات و داروهای اورژانس و یا احیاء قلبی - ریوی
از دیگر نقشهای آنها میتوان به نقش مدیریتی در زمینههای مختلفی مانند مدیریت منابع و نیروی انسانی، مدیریت مالی، مدیریت کیفیت، مدیریت خطر و آموزش مداوم در بخش بیهوشی اشاره نمود. آنها همچنین میتوانند به عنوان محقق، همکار تحقیق، مشاور، مفسر و مصرف کننده یافتههای تحقیقات عمل نمایند.
سازمانها و انجمنها و مجلات مرتبط با پرستاری بیهوشی
برخی از سازمانها و موسسات مرتبط با این حرفه تخصصی پرستاری عبارتند از :
· American Association of Nurse Anesthesia (AANA)
· International Anesthesia Research Society
· American Society of Regional Anesthesia
· American Association of Critical Care Nurses
· American Society of Perianesthesia Nurses
· Association of PeriOperative Room Nurses
· American Association of Respiratory Care
· American Pain Society
· Society of Office Based Anesthesia
· Society for Obstetrical Anesthesia Perinatology
· Society for Ambulatory Anesthesia
برخی از مجلات مرتبط با این حرفه عبارتند از:
AANA Journal, CRNA: The Clinical Forum for Nurse Anesthetists, Nurse Anesthesia, Anesthesiology Anesthesia and Analgesia, Journal of the American Society of Regional Anesthesia, Journal of the American Medical Association, Nursing Research and Hospitals.
عکس هایی از
anesthesia breathing system


برای مشاهده بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب
ونتیلاتور بیهوشی در پزشکی

هنگامي که بيمار نمي تواند خود عمل تنفس را انجام دهد ، تنفس دهی مکانيکي به عنوان روشي براي کمک و يا جايگزيني فوري (خود بخود) عمل تنفس به کار می رود. همچنين در هنگام تيوب گذاري تهاجمي ( در مقابل تنفس دهی غير تهاجمي ) که هوا بصورت مستقيم در جريان است، تنفس دهی باید به صورت مکانیکی انجام شود. در محيط هاي حساس مانند ICU و در طي بيماري هاي حاد، براي مدت کوتاهي از تنفس دهی مکانيکي استفاده مي شود. بعضي بيماران که به بيماريهای مزمن مبتلا هستند و به تنفس دهی بلند مدت نياز دارند ، مي توانند در خانه ، موسسة پرستاري و يا مراکز توانبخشي با کمک درمانگر تنفسي و يا پزشک کارهاي مربوطه را انجام دهند . شکل رايجِ تنفس دهی مکانيکي ، تهوية(تنفس دهی) فشار مثبت است که با افزايش فشار در مجاری هوايي و در نتيجه تحميل هواي اضافي در ريه ها کار مي کند . اين شیوه در مقابل ونتيلاتورهاي خيلي قديمي فشار منفي معمولي است که در محيط اطراف قفسه سينة بيمار فشار منفي ايجاد مي کرد ، که در نتيجه هوا به داخل ريه ها کشيده مي شد . با اينکه هدف از این تکنولوژی، نجات جان انسان است ولي تنفس دهی مکانيکي بسياري عوارض بالفعل شامل فنوماتوراکس ، صدمات مسيرهاي هوايي ، آسيب دندانی ، و ذات الريه در اثر ونتيلاتور را با خود همراه دارد . بنابراين معمولاً تا حد ممکن از آن اجتناب می شود. وساليوس (Vesalius ) اولين کسي بود که تنفس دهی مکانيکي را، با قرار دادن ني در ناي حيوانات و سپس دميدن در آن، توصيف کرد .
دستگاه Iron Lung :
دستگاه Iron Lung، در سال 1929 ساخته شد و يکي از اولين دستگاه هاي فشار منفي بود که براي تنفس دهی بلند مدت استفاده شد . این وسیله در قرن بیستم تصحيح شد و به سبب اپيدمي بيماري فلج اطفال که جهان را در سال 1950 مصيبت زده کرد ، بطور وسيع استفاده شد . اين دستگاه شامل يک مخزن باريک است که تا گردن بيمار را مي پوشاند . گردن با لاستيک درزبند(gasket) محکم بسته شده و بنابراين صورت بيمار (و مسير هوايي) در معرض هواي اتاق قرار مي گيرد . تبادل اکسيژن و دي اکسيد کربن بين رگهای خوني و حفره های هوايي ريوي با روش انتشار انجام شده و به عملکرد خارجي نيازي ندارد. هوا بايد به داخل و خارج ريه ها حرکت کرده تا فرآيند تبادل گاز برقرار باشد . در تنفس ناخودآگاه ، فشار منفي توسط ماهيچه هاي تنفسي ايجاد شده و در اثر یکسان نبودن فشار هوای محیط و فشار داخلي سينه ، جريان هوا را توليد مي کند . در دستگاه Iron Lung هوا بوسیله یک پمپ است براي توليد فضاي خالي در داخل مخزن ، بطور مکانيکي مکش شده ، و بنابراين فشار منفي ايجاد مي شود . اين فشار منفي موجب انبساط قفسه سينه و کاهش فشار درون ريوي و جاري شدن هوا در ريه ها مي شود. هنگامي که هوای درون ریه ها به بیرون فرستاده می شود ، فشار درون تانک با فشار محیط اطراف برابر مي شود و خاصیت ارتجاعی قفسه سينه و ريه ها باعث بازدم پسيو مي شود . به این ترتیب، شکم همراه با ريه منبسط شده و جريان برگشت وريد به قلب را جدا کرده و منجر به جریان خون وريدی به سوی اندام تحتانی مي شود . بر روی بدنه دستگاه سوراخ بزرگي براي دسترسي پرستار يا دستيار وجود دارد . بيماران مي توانند بطور طبيعي صحبت کنند و بخورند ، و آیینه هایی برای مشاهده محیط اطراف در اختیار دارد . بعضي از افراد در اين ريه هاي آهني بطور نتيجه بخشي براي سالها توانستند زنده ماندند . امروزه ، ونتيلاتورهاي مکانيکي فشار منفي هنوز استفاده مي شوند. دستگاه مذکور شبيه به نوعی زره بالاتنه است . زره بالاتنه بخشی است که فشار منفي را فقط در قفسه سينه با استفاده از یک کيسة نرم و سبک بوجود مي آورد. عمدة استفادة آن در بيماران مبتلا به اختلالات عصبي است که بعضي عملکرد هاي عضلاتي را هنور از دست نداده اند، . با اين وجود ، به علت اینکه بیمار فقط در حالی دازکش می تواند از دستگاه استفاده کند، ساييدگي شديد و آسيب هاي پوستي از تبعات این نوع طراحی به شمار می رود و به عنوان وسيلة بلند مدت استفاده نمي شود. در سالهاي اخير براي اين وسيله روکش جديدي با پوستة پلي کربنات همراه با چسب هاي متعدد و پمپ نوساني فشار بالا (بمنظور تنفس دهی دو فازة زرة بالاتنه) ، گذاشته شده است . ونتيلاتور مکانيکي مبناي طراحي ونتيلاتورهاي فشار مثبت ِمدرن، اساساً به پيشرفت هاي تکنولوژي نظامي در جنگ جهاني دوم به منظور فراهم کردن اکسيژن براي خلبان هاي جنگنده در ارتفاع بلند بوده است . چنین ونتیلاتورهایی با مجهز بودن به لوله های کوچک ، کم فشار و کم حجم، جایگزین دستگاه های قدیمی شدند. محبوبيت ونتيلاتورهاي فشار مثبت در طي اپيدمي فلج اطفال در 1950 در اسکانديناوی و ايالات متحده آمريکا بیشتر شد . فشار مثبت به علی تامين کردن %50 اکسيژن از طريق لوله ها به شیوه دستی، منجر به کاهش نرخ مرگ و مير ميان بيماران فلج اطفال در اثر ناتواني تنفسي شد . ونتيلاتور هاي فشار مثبت با افزايش فشار مسيرهوايي بيمار از طريق لوله تراشه کار مي کند . فشار مثبت به هوا اجازه ميدهد تا پايان يافتن تنفس دهی(دم) ونتيلاتور، در مسير هوايي جريان يابد. سپس ، فشار مسير هوايي به صفر افتاده و ديوار قفسه سينه به حال خود بر مي گردد و ريه ها حجم هوای محبوس در خود را از طريق بازدم پسيو با فشار به بيرون مي فرستد.
شرايط قابل استفاده:
هنگامي که تنفس خودبخود بيمار براي بقاي زندگي کافي نباشد، همچنين برای پيشگيري از توقف عملکردهاي فيزولوژي ديگر، يا تبادل بي نتيجة گاز در ريه ها ، از ونتيلاتور استفاده مي شود . دلالت دارد . تنفس دهی مکانيکي تنها براي ميسر ساختن کمک به تنفس بکار گرفته مي شود و بيمار را شفا نمي دهد . شرايط بيمار بايد به دقت بررسی شده بوده سپس تحت تنفس دهی مکانیکی قرار بگیرد. . بعلاوه ، فاکتورهاي ديگرهم بايد مورد توجه قرار گرفته شود زيرا تنفس دهی مکانيکي بدون عواقب نيست .
شرايط متداول براي تنفس دهی مکانیکی:
1. آسيب حاد ريه(شامل ARDS و تروما)
2. ايست تنفسي 3. بيماري هاي مزمن انسداد ريوی
(COPD ) 4. اسیدوز حاد ريوي همراه ( pCO2¬¬>50mmHg وpH<7.25 ) ، که ممکن است ناشي از ازکارافتادگي ديافراگم در اثر از سندروم Guillain-Barre' ،آسيب Myasthenia Gravis ، يا اثر داروي بيهوشي و داروهاي سست کنندة عضله باشد
. 5. افزايش نرخ تنفس در مواردی نظیر ، انقباض و ديگر علائم تنگی نفس
6. هايپوکسيما همراه با فشار جزئي اکسيژن شريانيِ (PaO2 ) و 55mmHg>(FiO2 ) 7. مسموميت ، شوک ، ناتواني قلبي (congestive heart failure )
از اتر تا ونتیلایتور در پزشكي مدرن
بيهوشي عمومي به عنوان حالتي تعريف ميشود كه در آن فرد به علت استفاده از داروهاي بيهوشي، به طور كامل هوشياري خود را از دست ميدهد. در طي اين فرآيند داروهاي مختلف و با اثرات متعدد به بيمار داده ميشوند كه هدف كلي آنها ايجاد حالت عدم هوشياري، فراموشي و بيدردي است. انتخاب روش بهينه و داروي مؤثر براي هر بيمار به عهده متخصص بيهوشي است. بيهوشي عمومي فرآيند پيچيدهاي است كه مراحل زير را شامل ميشود: ارزيابيهاي پيش از بيهوشي تجويز داروهاي بيهوشي عمومي معاينه وضعيت قلب و تنفس بيمار بيدردي كنترل مجاري ورود هوا كنترل مايعات كنترل درد پس از جراحي ارزيابيهاي پيش از بيهوشي پيش از جراحي، متخصص بيهوشي ملاقاتي با بيمار دارد تا بتواند بهترين و مناسبترين داروها و دوزها را با توجه به شرايط بيمار تعيين كند. اهميت اين مقادير به علت تأثير آنها بر ايمني فرآيند بيهوشي است. اطلاعاتي كه براي اين ارزيابي از بيمار گرفته ميشوند عبارتند از: سن، وزن، داروهاي مورد استفاده، وجود سابقه قرار داشتن تحت بيهوشي عمومي. بر اساس شرايط پزشكي فعلي بيمار، ممكن است متخصص بيهوشي اين اطلاعات را يك بار ديگر در روز جراحي مورد ارزيابي قرار داده و تغييراتي اعمال كند. پاسخگويي صحيح و دقيق به اين سؤالات در تعيين داروهاي بيهوشي بسيار مهم است. به عنوان مثال شخصي كه از مواد الكلي يا اعتيادآور استفاده ميكند، در صورت پنهان كردن اين مسأله احتمالاً در حين جراحي به هوش بوده و يا دچار افزايش فشار خون خواهد شد. استفاده از برخي داروها نيز ممكن است با داروهاي بيهوشي تداخل داشته و خطراتي را براي بيمار به وجود آورند. يكي از جنبههاي مهم اين ارزيابي، بررسي و معاينه دقيق مجاري عبور هوا است. اين بررسي شامل معاينه دهان و بافتهاي اطراف حنجره است. وضعيت دندانها و ميزان انعطافپذيري گردن بازبيني ميشود. در صورتي كه كارگذاري لوله تراشه در گلو مشكل باشد، روشهاي جايگزيني مانند لولهگذاري در ناي، حلق و ... استفاده ميشود. داروهاي پيش از عمل از چندين ساعت تا چند دقيقه قبل از شروع جراحي ممكن است متخصص بيهوشي داروهايي را از طريق تزريق داخل رگ و يا به صورت خوراكي تجويز كند. معمولترين داروهاي پيش از عمل عبارتند از تركيبات ناركوتيك و سدتيو. انجام بيهوشي بيهوشي عمومي هم در اتاق عمل و هم در اتاق مخصوص بيهوشي قابل انجام است. داروي بيهوشي به يكي از روشهاي تزريق داخل رگ (IV) و يا استنشاق ماده بيهوشي از درون يك ماسك صورت به بدن وارد ميشود. بيهوشي از طريق تزريق داخل رگ سريعتر از استنشاق عمل ميكند. بيمار در عرض 20-10 ثانيه به طور كامل بيهوش ميشود. داروهاي بيهوشي تزريقي معمولاً عبارتند از پريوفول، كتامين، اتوميديت و ... حفظ بيهوشي طول مدت تأثير مواد بيهوشي بين 5 تا 10 دقيقه است و پس از آن فرايند به هوش آمدن آغاز ميشود. براي افزايش مدت بيهوشي (تا زمان پايان جراحي)، بايد مقدار مشخص از تركيبات اكسيژن، NO2 و مواد بيهوشي ديگر از طريق استنشاق به بيمار داده شود. راه ديگر تزريق دوزهاي معيني از ماده بيهوشي است. هر گاه سطح مواد بيهوشي در مغز از حد معيني كمتر شود فرآيند ريكاوري (بازگشت به سطح هوشياري) اتفاق ميافتد. از سال 1990، شيوه تزريق كنترل شده مواد بيهوشي با استفاده از پمپ اينفيوژن ابداع شده است. اين روش به علت تسريع ريكاوري و كاهش مشكلات پس از بيهوشي (نظير حالت تهوع و ...) ترجيح داده ميشود. روشهاي نوين استفاده از شيوههاي انسداد عصبي- عضلاني، بخشي از بيهوشي مدرن است. در اين شيوه نيازي نيست كه عمق بيهوشي خيلي زياد باشد. مانيتورينگ اين روش به وسيله دستگاه تحريككننده اعصاب محيطي انجام ميشود. اين وسيله پالسهاي الكتريكي كوتاهي را به اعصاب فرستاده و واكنش عضلات را بررسي ميكند. كنترل وضعيت مجاري عبور هوا همزمان با كاهش هوشياري در اثر بيهوشي عمومي، ميزان عكسالعملهاي محافظتي در مجاري عبور هوا (نظير سرفه كردن) كاهش مييابد و ممكن است الگوي تنفس در اثر اثرات مواد بيهوشي دچار نقص شود. براي باز نگه داشتن مجراي عبور هوا و حفظ پارامترهاي تنفس عادي، از لولههاي تنفسي استفاده ميشود. اين لولهها در زمان بيهوشي به داخل مجراي تنفسي بيمار وارد ميشود. براي انجام تنفسدهي يك لوله تراشه به داخل گلو هدايت ميشود. مانيتورينگ مانيتورينگ شامل استفاده از تكنولوژيهاي متعدد به منظور حفظ و كنترل بيهوشي عمومي است. اين تكنولوژيها به شرح زير هستند:
1- ECG قرار دادن الكترودهايي بر روي پوست به منظور كنترل نرخ ضربان قلبي. با استفاده از اين روش برخي علايم اوليه مشكلات قلبي قابل مشاهده و پيشگيري است. (اين روش بايد به طور پيوسته انجام شود)

ادامه مطلب
Epidural Analgesia in Acute Pain Management
Epidurals are increasingly popular and have become more versatile, with applications in adult surgery, trauma, obstetrics and paediatric practice. This book of best practice guidelines aims to help develop and improve patient care, stimulate learning and highlight ideas for nursing research. It can be used as a quick reference guide for clinical practice or as a framework for developing individual local epidural services and practice guidelines.
- outlines the specific responsibilities of the multidisciplinary healthcare team in relation to epidural practice
- reviews the issues of risk benefit analysis and informed consent
- provides an overview of the physiology of acute pain, epidural catheter insertion procedure and the pharmacodynamics and pharmacokinetics of the commonest classes of drugs
- describes the equipment required to ensure safe and effective delivery of epidural solution to patients
An overview of the nature and frequency of the observations required for close monitoring of patients and a practical guide to the removal of the catheter are also provided. Clinical governance and competency-based training are also addressed, and a framework provided to fit the training into the Agenda for Change Knowledge and Skills framework.
پسورد: DrWael
Herbal derivatives
The first anesthesia (an herbal remedy) was administered in prehistory. Opium poppy capsules were collected in 4200 BC, and opium poppies were farmed in Sumeria and succeeding empires. The use of opium-like preparations in anesthesia is recorded in the Ebers Papyrus of 1500 BC. By 1100 BC poppies were scored for opium collection in Cyprus by methods similar to those used in the present day, and simple apparatus for smoking of opium were found in a Minoan temple. Opium was not introduced to
In the second century, according to the Book of Later Han, the physician Hua Tuo performed abdominal surgery using an anesthetic substance called mafeisan (麻沸散 "cannabis boil powder") dissolved in wine. Throughout Europe, Asia, and the Americas a variety of Solanum species containing potent tropane alkaloids were used, such as mandrake, henbane, Datura metel, and Datura inoxia. Classic Greek and Roman medical texts by Hippocrates, Theophrastus, Aulus Cornelius Celsus, Pedanius Dioscorides, and Pliny the Elder discussed the use of opium and Solanum species. In 13th century Italy Theodoric Borgognoni used similar mixtures along with opiates to induce unconsciousness, and treatment with the combined alkaloids proved a mainstay of anesthesia until the nineteenth century. In the
In the famous 10th century Persian work, the Shahnameh, the author, Ferdowsi, describes a cesarean section performed on Rudabeh when giving birth, in which a special wine agent was prepared as an anesthetic by a Zoroastrian priest in Persia, and used to produce unconsciousness for the operation. Although largely mythical in content, the passage does at least illustrate knowledge of anesthesia in ancient Persia.
The use of herbal anesthesia had a crucial drawback compared to modern practice—as lamented by Fallopius, "When soporifics are weak, they are useless, and when strong, they kill." To overcome this, production was typically standardized as much as feasible, with production occurring from specific famous locations (such as opium from the fields of Thebes in ancient
Another factor affecting ancient anesthesia is that drugs used systemically in modern times were often administered locally, reducing the risk to the patient. Opium used directly in a wound acts on peripheral opioid receptors to serve as an analgesic[citation needed], and a medicine containing willow leaves (salicylate, the predecessor of aspirin) would then be applied directly to the source of inflammation[citation needed].
In 1804, the Japanese surgeon Seishū Hanaoka performed general anesthesia for the operation of a breast cancer (mastectomy), by combining Chinese herbal medicine know-how and Western surgery techniques learned through "Rangaku", or "Dutch studies". His patient was a 60-year-old woman named Kan Aiya.[6] He used a compound he called Tsusensan, based on the plants Datura metel, Aconitum and others.
Non-pharmacological methods
Hypnotism have a long history of use as anesthetic techniques. Chilling tissue (e.g. with ice) can temporarily cause nerve fibers (axons) to stop conducting sensation, while hyperventilation can cause brief alteration in conscious perception of stimuli including pain (see Lamaze).
In modern anesthetic practice, these techniques are seldom employed.
Early gases and vapors
The works of Greek authors such as Dioscorides were well-known among physicians in the Islamic Empire, and Arab and Persian physicians such as Muhammad ibn Zakarīya Rāzi (Rhazes), Avicenna (Ibn Sina) and Abu al-Qasim al-Zahrawi wrote medical textbooks of great importance in the development of medicine in Europe and the Middle East. Arabic and Iranian anesthesiologists were the first to utilize oral as well as inhalant anesthetics. In Islamic Spain, Abulcasis and Ibn Zuhr (Avenzoar), among other Muslim surgeons, performed hundreds of surgeries under inhalant anesthesia with the use of narcotic-soaked sponges. Abulcasis and Avicenna wrote about anesthesia in their influential medical encyclopedias, the Al-Tasrif and The Canon of Medicine. These were the precursors to the true narcotic derivatives, now known as general anesthesia or general anesthetics, which were not produced until Dr. Janssen developed narcotics, except morphine, in the past 50 years.
Contemporary re-enactment of Morton's October 16, 1846, ether operation; daguerrotype by Southworth & Hawes.
In the West, the development of effective anesthetics in the 19th century was, with Listerian techniques, one of the keys to successful surgery. Henry Hill Hickman experimented with carbon dioxide in the 1820s. Nitrous oxide was discovered in 1769 by Joseph Priestley and its anesthetic qualities were discovered by the British chemist Humphry Davy in 1799, when he was an assistant to Thomas Beddoes, and reported in a paper in 1800. But initially the medical uses of this so-called "laughing gas" were limited—its main role was in entertainment. It was used on 30 September 1846 for painless tooth extraction upon patient Eben Frost by American dentist William Thomas Green Morton. Horace Wells of Connecticut, a traveling dentist, had demonstrated it the previous year 1845 at Massachusetts General Hospital. Wells made a mistake in choosing a particularly sturdy male volunteer, and the patient suffered considerable pain. This lost the colorful Wells any support. Later the patient told Wells he screamed in shock and not in pain. A subsequently drunk Wells died in jail, by cutting his femoral artery, after allegedly assaulting a prostitute with sulfuric acid.
Another dentist, William E. Clarke, performed an extraction in January 1842 using a different chemical, diethyl ether (discovered by Valerius Cordus in 1540). In March 1842 in Danielsville, Georgia, Dr. Crawford Long was the first to use anesthesia during an operation, giving it to his friend, who was also a school teacher (James M. Venable) before excising a cyst from his neck. Long got the idea to do this from his observations at ether frolics. He noted that participants experienced bumps and bruises but afterward had no recall of what had happened. He did not publicize this information until 1849.
On October 16, 1846, dentist William Thomas Green Morton, invited to the Massachusetts General Hospital, performed the first public demonstration of diethyl ether (then called sulfuric ether) as an anesthetic agent, for a patient (Edward Gilbert Abbott) undergoing an excision of a vascular tumor from his neck. In a letter to Morton shortly thereafter, Oliver Wendell Holmes, Sr. proposed naming the procedure anæsthesia.
Anesthesia pioneer Crawford W. Long
Despite Morton's efforts to keep "his" compound a secret, which he named "Letheon" and for which he received a
Discovered in 1831, the use of chloroform in anesthesia is usually linked to James Young Simpson, who, in a wide-ranging study of organic compounds, found chloroform's efficacy on 4 November 1847. Its use spread quickly and gained royal approval in 1853 when John Snow gave it to Queen Victoria during the birth of Prince Leopold. Unfortunately, chloroform is not as safe an agent as ether, especially when administered by an untrained practitioner (medical students, nurses, and occasionally members of the public were often pressed into giving anesthetics at this time). This led to many deaths from the use of chloroform that (with hindsight) might have been preventable. The first fatality directly attributed to chloroform anesthesia (Hannah Greener) was recorded on 28 January 1848.
John Snow of
The surgical amphitheater at
Early local anesthetics
The first effective local anesthetic was cocaine. Isolated in 1859, it was first used by Karl Koller, at the suggestion of Sigmund Freud, in ophthalmic surgery in 1884. Before that doctors had used a salt and ice mix for the numbing effects of cold, which could only have limited application. Similar numbing was also induced by a spray of ether or ethyl chloride. A number of cocaine derivatives and safer replacements were soon produced, including procaine (1905), Eucaine (1900), Stovaine (1904), and lidocaine (1943).
Opioids were first used by Racoviceanu-Piteşti, who reported his work in 1901
![]()
با عرض سلام خدمت همه دوستان
جاداره من به خاطر اینکه هنوز وبلاگمو آپ نکردم معذرت خواهی کنم.راستشو بخواین من چند کلیپ و اسلاید خیلی خوب در مورد هوشبری پیدا کردم ولی به دلیل یه سری مسائل نتونستم اونو در وبلاگ قرار بدم.امیدوارم تا چند روز آینده این کارو انجام بدم.
در ضمن من می خوام در مورد تاریخچه هوشبری در ایران تحقیقی روانجام بدم از همه دوستانی که مطالبی یا منابعی رو درمورد این موضوع میدونن ممنون میشم که به من کمک کنن.

.gif)




